خرید بک لینک
فرهنگ انتظار و امید به روز بعد اي اميد بي پناهم موعودا! ديرهنگامي است که چشمان انتظار به راهت دوخته و جان و دل به شراره هاي اشتياقت، سوخته ايم .باغ آرزوها به شوق بهارروي تو خزانها را مي شمارد و چکمه های خونين شقايق را مي نگارد;نرگس ها داغ هجر تو بر سينه دارند;عروسان چمن جز به مژده جمال دلارايت سر زحجله عيش برنيارند;اي دست کردگار!معراج نشيني بگذار از پرده غيبت به درآي و رخسار محمدي بنما;که خيل منتظران در فرودست وعيدهاي دنيايي ، چشم بر بلنداي وعده ديدار تو دارند.اي گوشوار عرادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آیلین پورحسین تاريخ: دوشنبه 23 شهريور 1405 ساعت: 2:15

ای یوسف زهرا کجایی ؟اي یوسف فاطمه! اي یار سفر کرده!هزاران هزار دیده در فراق تو یعقوب وار خون میگریند و فقط با تماشای قامت تو بینا میشوند.ما درکنار دروازه ي دل هایمان، شاخه گل هاي ارادت بـه دست گرفته و هر آدینه منتظریمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آیلین پورحسین تاريخ: پنجشنبه 15 اسفند 1398 ساعت: 0:28

جمعه یعنی یک غروب وعده دار

وعده ترمیم قلب یاس زار

جمعه یعنی مادر چشم انتظار

در هوای دیدن روی نگار

جمعه یعنی یه سماء دلواپسی

می شود مولا به داد ما رسی …؟

برچسب: نویسنده: آیلین پورحسین تاريخ: پنجشنبه 15 اسفند 1398 ساعت: 0:28

دلم جز هوایت هوایی نداردلبم غیر نامت نوایی نداردوضو و اذان و نماز و قنوتمبدون ولایت بهایی ندارددلی که نشد خانه ی یاس نرگسخراب است و ویران ، صفایی نداردبیا تا جوانم بده رخ نشانمکه این زندگانی وفایی نداادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آیلین پورحسین تاريخ: پنجشنبه 15 اسفند 1398 ساعت: 0:28

فروغ روی یزدان داری ای دوست


صفای باغ رضوان داری ای دوست


تویی یوسف که در هر کوی و برزن


هزاران پیر کنعان داری ای دوست ...

ای دوست ...

برچسب: نویسنده: آیلین پورحسین تاريخ: پنجشنبه 15 اسفند 1398 ساعت: 0:28

13 دی ماه 1398 ...روز سیزدهم دی ماه 98 بود ... آری روز جمعه ... ساعت هفت و نیم صبح بود که از خواب بیدار شدم ، دست و صورتم را با آب شستم . بعد از چند دقیقه ای سراغ تلویزیون رفتم . مشغول کانال گردی بودم که به شبکهء خبر رادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آیلین پورحسین تاريخ: پنجشنبه 15 اسفند 1398 ساعت: 0:28

مثل پدر ...این سرخ کجا سرخ و این خونکجا خون استاین مشککه عطر استبحث از کهکشاناستاز عطر آسمانعطر ملائکبحث از شهید استاز یک شهیددردآشنایاین ملک و ملتاز چفیه اشهر کبوتریاد پرواز دارداز خنده هایشیک آسمانستاره می بارادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آیلین پورحسین تاريخ: پنجشنبه 15 اسفند 1398 ساعت: 0:28

می رسد روزی که بی چون و چرا می بینمت ...

می رسد روزی که بی چون و چرا می بینمت ...

می رسد روزی که ای شاه وفا می بینمت

عامل وصل من و تو ذوق بارانی بود

می رسد روزی که با حال گریان می بینمت

می رسد روزی که تکیه داده بر کعبه و

در کنار خانه ی امن خدا می بینمت

برچسب: نویسنده: آیلین پورحسین تاريخ: پنجشنبه 15 اسفند 1398 ساعت: 0:28

ديرگاهيست در ظلمت بي فرداي اين روزگار زمين در انتظار است تا کسي بيايد که کس باشد و تا مردمان با نگاهي در او کس را از ناکس بازشناسند.

امروز که آدميان صداقت را به زير آوار فراموشي ها از ياد برده اند؛ حالا که خاک از خون سرخ عدالت گلگون است؛ زمين در حسرت يک مرد ميسوزد.

حالا که سپيدي ها همه در سياهي دلهاي آدميان رنگ باخته اند؛ ديدگان زمين در انتظار اندکي ، حتي سپيدي چون پلک خيس سپيده دم باراني ست.

برچسب: نویسنده: آیلین پورحسین تاريخ: پنجشنبه 15 اسفند 1398 ساعت: 0:28

موعودا! ديرهنگامي است که چشمان انتظار به راهت دوخته و جان و دل به شراره هاي اشتياقت، سوخته ايم .باغ آرزوها به شوق بهارروي تو خزانها را مي شمارد و چکمه های خونين شقايق را مي نگارد;نرگس ها داغ هجر تو برادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آیلین پورحسین تاريخ: پنجشنبه 15 اسفند 1398 ساعت: 0:28

شهادت مادر دو عالم تسلیت باد شمع خموش ما را، از خانه بردندتابوت مادرم را شبانه بردندمدینه در نوای أمن یجیب استمادر به خانه برگرد، بابا غریب استشهر مدینه دگر، زهرا نداردباغی که گل ندارد، صفا نداردچه فاطمیه ای شد امسال !!! فاطمیه اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آیلین پورحسین تاريخ: پنجشنبه 15 اسفند 1398 ساعت: 0:28

او با کوله باری از صبر می آید، او شمشیر علی را در دست می گیرد تا نامردان را سرکوب کند و برای هدایت مردمان قرآن را می آورد، او مثل ستاره ای درخشان در تیره ترین شب و مثل کوه بلندی در جنگل وحشت انگیز ظاهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آیلین پورحسین تاريخ: شنبه 1 تير 1398 ساعت: 21:18

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی دایم گل این بستان شاداب نمیماند دریاب ضعیفان را در وقت توانایی دیشب گله زلفش با باد همیکردم گفتا غلطی بگذر زین فکرت سوداادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آیلین پورحسین تاريخ: شنبه 1 تير 1398 ساعت: 21:18

آقای من! مولای غریب من! پدرمهربان اهل عالم گویا همه چیز دست به دست هم داده اند تا شما درغربت بمانید. می خواهم به سوی تو برگردم، یقین دارم برگذشته های پر از غفلتم کریمانه چشم می پوشی، میدانم توبه ام راادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آیلین پورحسین تاريخ: شنبه 1 تير 1398 ساعت: 21:18

دلم می گیرد و به یاد آقایم دلتنگ تر از همیشه ام! من نیز همچون تمام منتظرانِ سرورم ، هرجمعه کمتر پلک می زنم تا زودتر ببینمش! هرجمعه که کوچه پس کوچه های دل را آب و جارو می کنیم ، برای استقبال از گام هاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آیلین پورحسین تاريخ: شنبه 1 تير 1398 ساعت: 21:18

صفحه بندی