خرید بک لینک

روز سیزدهم دی ماه 98 بود ...
آری روز جمعه ...
ساعت هفت و نیم صبح بود که از خواب بیدار شدم ، دست و صورتم را با آب شستم . بعد از چند دقیقه ای سراغ تلویزیون رفتم . مشغول کانال گردی بودم که به شبکهء خبر رسیدم ! علامت خبر فوری در پایین صفحه آمده بود ... تعجب کردم ! با خودم گفتم حتما یه اتفاق ناگواری رخ داده ... ! هنگام پخش زیر نویس یک لحظه نام سردار شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی به چشمانم خورد.
دست و پایم را گم کردم ! چشم هایم داشت از حدقه بیرون می زد ! باور نمی کردم که حاج قاسم آسمانی شد ! باورش برایم سخت بود که رفتی ... کسی که امنیت کشورش را بهش مدیون بودی ... کسی که بودنش دلگرمی تمام مسلمانان بود ... کسی که هرگاه سخنرانی می کرد دلت به زندگی کردن خوش تر می شد .
آری رفتی و با رفتنت گرد و خاک بزرگی را به پا کردی ...
آری با رفتنت چهرهء زشت شیطان را بیشتر نمایان کردی ...
توان روبارویی با تو را نداشتند پس تو را از دور و از پشت خنجر زدند و به شهادتت رساندند ...
وقتی قرآن جیبی ات را دیدم ، قدرت خداوند را همان موقع دیدم ...
شهادتت مبارک مالک اشتر سپاه سید علی ...
شهادتت مبارک علمدار کربلا ...
علمدار نیامد ...
شهادت مزد تلاش های بی وقفه تو در دفاع از سرزمین های اشغالی بود ...
آری 13 دی ماه را هیچگاه فراموش نخواهیم کرد ...
شهادتت مبارک سردار دل ها ... سردار شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی
مبارکت باشد

Image result for u202bیه شعر زیبا در مورد شهادت قاسم سلیمانیu202c

برچسب: نویسنده: آیلین پورحسین تاريخ: پنجشنبه 15 اسفند 1398 ساعت: 0:28

صفحه بندی